برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی try out به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل try out
try out
فعل
(فعل) رقابت کردن با کسی یا تست دادن برای گرفتن یک نقش یا پوشیدن پیراهن یک تیم
I tried out for the soccer team when I was a kid.
وقتی بچه بودم برای تیم فوتبال تست دادم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره try out، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
