برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tightly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tightly
tightly
قید
(قید) محکم، چسب (مثال اول) – به شدت (مثال دوم و سوم)
She held the baby tightly in her arms.
او بچه را محکم در آغوش گرفت.
The media is tightly controlled in this country.
رسانه ها به شدت در این کشور کنترل میشوند.
They hold on tightly to their religious traditions.
آن ها به شدت سنت های مذهبی خود را پاسداری می کنند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tightly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
