برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tempered به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tempered
tempered
صفت
(صفت) (در مورد شیشه یا فولاد) آبدیده، سختکاری شده - bad-tempered زودرنج یا زودجوش - good-tempered آرام، خونسرد - ill–tempered الف: زودجوش ب: همراه با عصبانیت - quick-tempered زودجوش - short-tempered زودجوش (جمله دوم)
tempered steel
فولاد آبدیده
She is short-tempered.
او آدم زودجوشی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tempered، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
