برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tempered به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tempered
tempered
صفت
(صفت) (در مورد شیشه یا فولاد) آبدیده، سختکاری شده - bad-tempered زودرنج یا زودجوش - good-tempered آرام، خونسرد - ill–tempered الف: زودجوش ب: همراه با عصبانیت - quick-tempered زودجوش - short-tempered زودجوش (جمله دوم)
tempered steel
فولاد آبدیده
She is short-tempered.
او آدم زودجوشی است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
