برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tell off به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tell off
tell off
فعل
(فعل) کسی را به شدت سر زنش کردن، سر کسی داد زدن
My father told me off for swearing.
پدرم به خاطر فحش دادن به من تاخت.
Jim told off his boss, then quit.
جیم سر رئیسش داد زد و بعد استعفا داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tell off، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
