برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sit-down به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sit-down
sit-down
صفت
(صفت) اینکه به صورت نشسته روی زمین یا صندلی انجام میگیرد یا استفاده میشود (دو مثال اول) - sit-down strike/protest اعتراض یا اعتصابی که با تحصن و نشستن در جایی انجام میشود
a sit-down job
یک کار پشت میزی
a sit-down meal
غذایی که روی میز سرو میشود
sit-down
اسم
sit–downs
(اسم) بست نشستن، تحصن – نشست یا جلسه بررسی چیزی (مثال اول) – استراحت به صورت نشسته
We must have a sit-down.
ما باید یک نشست برگذار کنیم. (همچنین به معنی: ما باید استراحت کنیم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sit-down، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام