برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی separated به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل separated
separated
صفت
(صفت) متعلّقه، جدا از هم، طلاق گرفته (مثال اول) – (در مورد یک عضله از بدن و در اثر یک حادثه) در رفته – جدا از هم
We’ve been separated for two months.
ما دو ماه است که جدا شده ایم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره separated، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام