برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی self- به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل self-
self-
جزء ترکیبی
(جزء ترکیبی) (قبل از اسم یا صفت) مربوط به خویش یا خود
self-taught
خود آموخته (کسی که بدون استاد، چیزی را فرا گرفته. مثل ابن سینا که بدون استاد فیلسوف شد بدون استاد طبیب شد بدون استاد فقیه شد و ...)
self-made
خودساخته (ثروتمند یا موفق با تلاش خود)
self-pitying
ترحم بر خویشتن
self-addressed
نامه ای که درون پاکت آن، آدرس خود را برای دریافت پاسخ احتمالی ذکر کرده اید
self-control
تسلط بر اعصاب خود
self-evident
واضح (بدون نیاز به توضیح اضافی)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره self-، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
