برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rotten به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rotten
rotten
صفت
(صفت) پوسیده، گندیده (دو مثال اول) – خیلی بد و ناپسند (terrible - مثال سوم) – بدحال، ناخوش - feel rotten الف: مریض، بدحال ب: ناراحت و دارای عذاب وجدان (مثال چهارم) – برای تاکید در زمانی که خیلی عصبانی هستید (مثال آخر)
rotten teeth
دندان پوسیده
The apples went rotten very quickly.
سیب ها به سرعت گندیدند.
The service was rotten.
خدمات، افتضاح بود.
I felt rotten about lying to her.
من درباره دروغ گفتن به او احساس گناه می کردم.
I don’t want your rotten money!
من پول کثیف تو را نمیخواهم!
rotten
قید
(قید) خیلی بد - spoil somebody rotten لوس بارآوردن کسی - fancy somebody rotten به کسی به لحاظ میل جنسی بسیار مجذوب بودن
The children were spoilt rotten.
بچهها خیلی لوس بار آمده اند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
