عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل rotten

rotten

صفت

(صفت) پوسیده، گندیده (دو مثال اول) – خیلی بد و ناپسند (terrible - مثال سوم) – بدحال، ناخوش - feel rotten الف: مریض، بدحال ب: ناراحت و دارای عذاب وجدان (مثال چهارم) – برای تاکید در زمانی که خیلی عصبانی هستید (مثال آخر)

rotten teeth

دندان پوسیده

The apples went rotten very quickly.

سیب ها به سرعت گندیدند.

The service was rotten.

خدمات، افتضاح بود.

I felt rotten about lying to her.

من درباره دروغ گفتن به او احساس گناه می کردم.

I don’t want your rotten money!

من پول کثیف تو را نمیخواهم!

rotten

قید

(قید) خیلی بد - spoil somebody rotten لوس بارآوردن کسی - fancy somebody rotten به کسی به لحاظ میل جنسی بسیار مجذوب بودن

The children were spoilt rotten.

بچه‌ها خیلی لوس بار آمده اند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته