برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی isolated به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل isolated
isolated
صفت
(صفت) جدا شده، ایزوله (مثال اول) – تنها، دور افتاده (مثال دوم) – مورد خاص، نادر، تکموردی (مثال سوم)
The patient was kept in an isolated room.
بیمار در یک اتاق ایزوله نگه داشته شد.
She lives in an isolated village.
او در یک روستای دور افتاده زندگی میکند.
an isolated instance/case
یک مثال/مورد خاص
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره isolated، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام