برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی isolated به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل isolated
isolated
صفت
(صفت) جدا شده، ایزوله (مثال اول) – تنها، دور افتاده (مثال دوم) – مورد خاص، نادر، تکموردی (مثال سوم)
The patient was kept in an isolated room.
بیمار در یک اتاق ایزوله نگه داشته شد.
She lives in an isolated village.
او در یک روستای دور افتاده زندگی میکند.
an isolated instance/case
یک مثال/مورد خاص
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
