برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ice cube به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ice cube
ice cube
اسم
US
ice cubes
(اسم) یک قطعه کوچک یخ که مثلا برای سرد کردن نوشیدنی درون لیوان ریخته میشود
He put some ice cubes into her lemonade.
او چند تکه یخ درون شربت لیموناد خود ریخت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ice cube، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
