برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی help out به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل help out
help out
فعل
(فعل) کمک کردن و تسهیل کردن کاری برای کسی
I was just trying to help out.
من فقط سعی داشتم کمک کنم.
I am trying to move this desk. Can you help me out?
من دارم سعی می کنم این میز را جابجا کنم. می توانی دستی برسانی؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره help out، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام