برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی disabling به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل disabling
disabling
صفت
(صفت) ناتوان کننده
disabling head injury
ضربه مغزی ناتوان کننده (ضربه مغزی که امکان فعالیت معمول ذهنی یا بدنی کسی را میگیرد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره disabling، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام