برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
assemble یعنی چه؟ از یک جمعیت تا یک قفسهٔ ایکیا
assemble در جمله چطور بهکار میرود؟
(فعل) گردهم آوردن یا گردهم آمدن افرادی در یک مکان، معمولاً برای یک هدف خاص (مترادف پرکاربرد: gather) - سرهم کردن قطعات مختلف یک وسیله برای ساختن آن (اسم مرتبط: assembly)
A large crowd assembled outside the stadium.
جمعیت بزرگی بیرون استادیوم گرد هم آمدند.
The teacher assembled the students in the hall.
معلم دانشآموزان را در تالار گردهم آورد.
It took hours to assemble the new bookshelf.
ساعتها طول کشید تا قفسهٔ کتاب جدید را سرهم کنیم.
The factory workers assemble car parts all day.
کارگران کارخانه تمام روز قطعات ماشین را سرهم میکنند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره assemble، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

