برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
alignment یعنی چه؟ از چرخ ماشین تا اهداف یک تیم
alignment بهمعنای همراستایی فیزیکی
(اسم) حالتی که در آن چند چیز بهدرستی در یک خط راست یا موقعیت مناسب نسبت به هم قرار گرفتهاند (فعل مرتبط: align)
The mechanic checked the wheel alignment of the car.
مکانیک همراستایی چرخهای ماشین را بررسی کرد.
The pictures on the wall were hung in perfect alignment.
عکسهای روی دیوار بهطور کاملاً همراستا آویزان شده بودند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بهطور اصلاحی یا مجازی به معنی حالت همسویی یا همجهتی بین دو یا چند چیز، مثل اهداف، عقاید یا گروهها
There is close alignment between the two companies' goals.
بین اهداف آن دو شرکت همسویی نزدیکی وجود دارد.
The team worked to ensure alignment with the client's expectations.
تیم تلاش کرد تا همسویی با انتظارات مشتری را تضمین کند.
a new political alignment
یک همپیمانی سیاسی جدید
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره alignment، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

