koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

نقدی بر فیلم سینمایی مغزهای کوچک زنگ زده به کارگردانی هومن سیدی

مغزهای کوچک زنگ زده

چوپانِ خون:

میگن اگه چوپان نباشه گوسفندها تلف میشن، یا گم میشن یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن، چون مغز ندارن. هرکی که مغز نداره به چوپان احتياج داره، یه چوپان دلسوز... چوپان حکم پدر گوسفندهارو داره، آدم بدون پدر هیچی نیست. این چوپانه ما همه گوسفنداشیم، اون به ما میگه کِی بریم، کجا بریم، چی کار کنیم، کِی بشینیم، کِی پاشیم، کِی بمیریم.

برعکس بسیاری که بعد از دیدن این فیلم یاد "ابد و یک روز" در داخل و آثار تارانتینو در خارج افتادند، من یاد فیلم "شهرخدا (City Of God)" افتادم با شعار معروفش :

If you run the beast catches, If you stay the beast eats

فیلم از یک منظر اصلاً خشن نیست، چون خشونتی را به تصویر نمی کشد. تصویری که ارائه می دهد چیزی جز زندگی روزمره ی مردمانی که از سر جبر جغرافیایی یا اختیار قلبی حضور در آن محل را پذیرفته اند و با قوانینش کنار آمده اند نیست. سیدی بازیگر خوبی نیست. کارگردان متفاوتی است ولی خوب نیست. آثار گذشته اش (آفریقا، سیزده، اعترافات ذهن خطرناک من و خشم و هیاهو) به خوبی نشان دهنده ی دید و سبک و دغدغه ی متفاوت اون نسبت به جریان سیال سینمای ایران است اما خب طبیعتاً موفق نبوده. اما "مغزهای کوچک زنگ زده" همه چیز را عوض کرد. فیلم مهمترین بخش یک اثر را دارد، فیلمنامه قوی. و به نظر به شدت هم به آن وفادار است. بازی ها در نوع خودشان عالی بودند. فرهاد اصلانی، مرد کمتر قدر دیده ی سینمای ایران یکی از بهترین بازی های خودش را انجام داده و نوید محمدزاده بلاخره دارد نشان می دهد که فهمیده است بازیگر خوب بازیگری نیست که یک قشر سنی یا جنس خاص برایش دست و جیغ و هورا بکشند. نوید پور فرج که از کلاس های بازیگری هومن سیدی آمده بسیار عالی بازی کرده و حد کاراکتر را خیلی خوب نگهداشته است. یک وردست برای شاهین قصه. نه بیشتر نه کمتر. کسی که دلش می خواهد بالاتر بیاید ولی می داند که توان آن را ندارد پس سرجایش می ماند و سعی می کند نقش عمروعاص برای معاویه را بازی کند تا اینکه خودش قبای شاهی به تن نماید. فیلم از نظر کارگردانی و فیلم بردای واقعاً عالی عمل می کند. صحنه های بصری خوبی دارد. مبتنی بر واقعیت نه بیشتر نه کمتر. خانواده نه به مفهومی که ما البته از آن می شنویم را بسیار خوب نشان می دهد. گروهی از روابط انسانی خشن که فقط یک چیز آن ها را بهم متصل کرده است. "پدر و مادر مشترک" . در نقطه ی عطف داستان، وقتی فروپاشی این خانواده شروع می شود که شک به این موضوع جای یقین رو میگیرد. فیلم حول محور فقر و خشونت ریز داستان هایی مثل ناموس و غیرت، خانواده و ارزش هایش و مواد مخدر را هم به تصویر می کشد و مطرح میکند ولی در هیچکدام عمیق نمیشود و به نتیجه گیری نمی رسد. ولی نکته ی مهم فیلم در روایت داستان به نظر من 2 مسئله است: اول اینکه فیلم سعی میکند همه چیز را واقعی نشان دهد. بزرگنمایی و سیاه نمایی نمی کند، و نکته ی دوم اینکه سعی نمیکند تمام این بلاها و مصیبت ها را گردن دولت و... بیندازد. در واقع خود را داخل جریان روشن فکر نمای این روزهای سینما نمی کند. در کل باید گفت فیلم ارزش دیدن دارد ولی شاهکار نیست، درگیر مفاهیم عمیق هم نیست که با چندبار دیدن به درک کامل ازش رسید. اما در متر سینمای داخلی امروز یک اثر درجه یک محسوب میشود ولی نه ممتاز. فیلمنامه خوب، تصویر خوب، بازی های عالی، دیالوگ های قوی و از همه مهمتر صحنه های اکشن تر و تمیز که مشابه آن در سینمای ایران کم تر دیده می شود که همه اینها ما را به این نتیجه می رساند که باید حتماً فیلم را دید و منتظر اثر بعدی سیدی ماند.

برای پاسخ گفتن به نظرات ارائه شده، بعد از انتخاب گزینه پاسخ، نظر خود را در فرم پایین ثبت نمایید.

:حاصل عبارت (8 - 10) را در فیلد پایین وارد کنید


فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398