koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

نقد فیلم سینمایی ناگهان درخت به کارگردانی صفی یزدانیان

ناگهان درخت

ناگهان زندگی، ناگهان مرگ

در شهر ما رشت چند سالی است که همزمان با برگزاری جشنواره فیلم فجر، فیلم های بخش مسابقه از سینما پخش میشود. اما نه همه شان و نه همه ی خوب های جشنواره. اما استقبال بی نظیر و هر سال شلوع تر و خرید بلیط سخت تر. امسال فیلم "ناگهان درخت" صفی یزدانیان را دیدم. فیلمی به نویسندگی خودش با بازی پیمان معادی (که تهیه کننده ی فیلم هم هست)، مهناز افشار، زهره عباسی، شقایق دهقان، مهراب قاسم خانی، سیامک صفری و فیلمبرداری همایون پایور و موسیقی کریستوف رضاعی.

داستان فیلم درباره زندگی فرهاد (با بازی پیمان معادی) است که از کودکی تا میانسالی اش را برای یک روانشناس روایت میکند. داستانی غیر خطی با رجوع های بسیار به گذشته و به شدت شخصی. شاید شخصی ترین فیلمی که تاکنون دیده ام. در کل یزدانیان با ساخت "در دنیای تو ساعت چند است؟" نیز نشان داده بود که جهان شخصی خودش را میسازد و به نوستالژی و پویش گذشته و کودکی اش و شهر محبوبش "رشت" علاقه وافر دارد.

راستش را بگویم فیلم قبلی اش را زیاد دوست نداشتم. با فرم ساخت و شیوه ی روایی داستان ارتباط برقرار نکردم. از بازی لیلا حاتمی و علی مصفا که اصلاً خوشم نیامد. ولی زری خوشکام چرا. بعد از مدتها دوری بازگشت خوب و تأثیر گذاری داشت. نکته مثبت فیلم برای من لوکیشن فیلم بود. رشت. ولی خب از منظر فنی و سینمایی یک قدم از ناگهان درخت جلوتر بود. ناگهان درخت فاقد ساختار یکپارچه است و همه چیز تکه پاره و سرسری ساخته شده و پرداختی انگار وجود نداشته است. گویی کارگردان به عمد این حجم شلختگی را در فیلم گذاشته که مثلاً با ذهن آشفته ی فرهاد بیشتر آشنا شویم. نه عشق کودکی باور پذیر است و نه عشق بزرگسالی. زندان بی خود و بی جهت.

یک سوم ابتدای داستان یاد آور فیلم های تلویزیونی کودک و نوجوان و سکانس پایانی هیچ. اما ناگهان درخت برای من جنبه ی شخصی داشت و دیدنش یک سرخوشی جالبی برای من به همراه آورد. جهانش به جهان من نزدیک تر بود. کمیک داستان بهتر بود و چه عشق مادر و پسریِ دلپذیری. چه بازی درخشانی از زهره عباسی در نقش مادر. فوق العاده بود و لایق تقدیر و ستایش. معادی کاراکتر را خوب درآورد و افشار به اندازه بود. قاب های فیلم بیشتر از اینکه سینمایی باشند هنری بود. یک نقاشی. فیلم هنر بود. ادبیات، نقاشی، موسیقی، عکاسی و در نهایت سینما. یزدانیان به شدت به هنر فرانسوی علاقه دارد. در فیلم قبلی زبان و موسیقی فرانسه و در این فیلم سینما و قاب بندی ها و ادبیاتش.

هرچه بود من دوستش داشتم. فیلمی با بازی های خوب. تصویر عالی. ستایش کننده ی محبوبه ام رشت. هرچند که نتوانست از رشت یک کاراکتر بسازد و در حد حرف باقی ماند. اثری به شدت نوستالژی باز با موسیقی تنیده شده در بافت فیلم.

در نهایت اگر به سینمای سنتی قصه گو علاقه مندید و اگر داستان خطی با پی رنگ های مختلف را می پسندید به دنبال دیدن این فیلم نباشید. اما اگر گاهی خسته از همه چیز، فیلمی میخواهید که روحتان را سرخوش کند ناگهان درخت بهترین داروی تسلای خاطرتان است.

برای پاسخ گفتن به نظرات ارائه شده، بعد از انتخاب گزینه پاسخ، نظر خود را در فرم پایین ثبت نمایید.

:حاصل عبارت (1 * 8) را در فیلد پایین وارد کنید


فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398