koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس بیست و سوم

1 - Reptile

/reptl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه reptile با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: خزنده، هر حیوان خونسرد و دارای پوسته پولک مانند مقاوم خارجی مثل کروکودیل، مار، لاک پوشت و...

A crocodile is a reptile that is more nimble in the water than out of it.

یک کروکودیل خزنده ای است که در آب فرز تر از خشکی است.

2 - Rarely

/rerli/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه rarely با استفاده از عکس و تصاویر

قید:

1: اغلب، گهگداری

People are rarely frank with each other.

مردم به ندرت با یکدیگر صادق هستند.

She is rarely seen in public nowadays.

او این روزها به ندرت در مکان عمومی ظاهر می شود.

3 - Forbid

/fərˈbɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه forbid با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به کسی اجازه انجام کاری را ندادن: اجازه انجام کاری را ندادن

Her father forbade the marriage.

پدر او ازدواج را ممنوع کرد.

The law forbids drunken drivers to handle their autos.

قانون رانندگان مست را از رانندگی منع می کند.

متضاد:

allow, permit

4 - Logical

/lɑːdʒɪkl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه logical با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: منطقی، قابل قبول

In order to keep your car running well, it is only logical that you lubricate it regularly.

به منظور اینکه ماشینتان را روان نگه دارید، منطقی است که فقط به طور مرتب آن را روغن کاری کنید.

a logical argument

یک استدلال منطقی

مترادف:

reasonable

5 - Exhibit

/ɪɡˈzɪbɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه exhibit با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: نشان دادن چیزی در یک مکان عمومی به منظور سر گرم کردن یا دادن اطلاعات

Only one painting was exhibited in the artist's lifetime.

تنها یک نقاشی در طول زندگی این هنرمند رونمایی شد.

A million-dollar microscope is now on exhibit at our school.

میکروسکوپ یک میلیون دلاری اکنون در مدرسه ما به معرض نمایش درمی آید.

The patient exhibited signs of fatigue and memory loss.

بیمار علائم خستگی و از دست دادن حافظه را نشان داد.

مترادف:

Display, show

6 - Proceed

/proʊˈsiːd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه proceed با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ادامه دادن به انجام کاری که شروع شده است، از سر گرفتن

Work is proceeding slowly.

کار به کندی پیش میرود.

He left detailed instructions about the best way to proceed.

او جزئیات ساختاری را درباره بهترین راه برای ادامه کار به جا گذاشت.

When the actor was late, the show proceeded without him.

وقتی بازیگر دیر کرد، نمایش بدون او ادامه یافت.

7 - Precaution

/prɪˈkɔːʃn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه precaution با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: اقدام احتیاطی، احتیاطی

Detectives used precaution before entering the bomb's vicinity.

کاراگاه ها قبل از وارد شدن به حومه بمب، احتیاط می کنند.

We must take every precaution not to pollute the air.

ما باید هرگونه اقدام احتیاطی را برای آلوده نکردن هوا در نظر بگیریم.

2: اقدامی که برای جلوگیری از بارداری انجام می شود.

We didn't take any precautions and I got pregnant.

ما هیچگونه اقدام پیشگیرانه ای انجام ندادیم و من باردار شدم.

8 - Extract

/ekstrækt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه extract با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: استخراج کردن، عصاره گرفتن

Chemists extracted the essential vitamins from the grain.

شیمیدان ها ویتامین های ضروری را از این دانه استخراج می کنند.

oil extracted from sunflower seeds

نفت به دست آمده از دانه های آفتابگردان.

I had to have a tooth extracted.

من باید یک دندان را خارج می کردم.

اسم:

1: عصاره

herbal extracts

عصاره های گیاهی

مترادف:

Essence

2: خلاصه

The following extract is taken from her new novel.

خلاصه زیر از رمان جدید او برداشت شده است.

9 - Prior

/praɪər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه prior با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: اتفاق افتادن یا وجود داشتن قبل از چیز دیگری یا قبل از زمان خاصی

Prior to choosing his life's vocation, Paul traveled to India.

پائول قبل از انتخاب زندگی واقعی خود به هند سفر کرد.

President Obama had prior service as a senator.

اوباما به عنوان سناتور خدمت پیشین دارد.

We have a prior claim to the estate.

ما ادعای قبلی برای املاک داریم.

10 - Embrace

/ɪmˈbreɪs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه embrace با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: بغل کردن

He held her in a warm embrace.

او را به گرمی در اغوش گرفت.

2: پذیرفتن

These ideas have been (widely) embraced by the scientific community.

این ایده ها به طور گسترده توسط جامعه دانشمندان پذیرفته شده بود.

3: دربر گرفتن

It's a subject that embraces many areas of learning.

این موضوعی است که بسیاری از قسمت های یادگیری را دربر می گیرد.

11 - Valiant

/væliənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه valiant با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خیلی شجاع

Robin Hood was valiant and faced his opponents without fear.

رابین هود خیلی شجاع بود و بدون ترس با حریفان خود روبرو میشد.

valiant warriors

جنگجویان تهمتن

12 - Partial

/pɑːrʃl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه partial با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: جزئی

We made a partial listing of the urgently needed supplies.

ما یک لیست جزئی از منابع ضروری مورد نیاز تهیه کردیم.

a partial eclipse of the sun

یک گرفتگی جزئی از خورشید

Using only a partial amount of his great speed, jim surpassed all the other runners.

جیم با استفاده از تنها بخشی از سرعت زیادش، همه دونده ها را پشت سر گذاشت.

در ویدیوی بالا، درس بیست و سوم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس بیست و سوم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398