koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس دوازدهم

1 - Ignite

/ɪɡˈnaɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه ignite با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به آتش کشیدن چیزی، یا موجب آتش گرفتن چیزی شدن

The fire was ignited by sparks.

آتش به وسیله جرقه ها به وجود آمد.

One match can ignite an entire forest.

یک کبریت می تواند تمام یک جنگل را به آتش بکشد.

2: آتش گرفتن

A material that ignites easily

ماده ای که به راحتی آتش میگیرد.

3: زندگی یا انرژی را در کسی یا چیزی دمیدن

Three wins in a row ignited the team.

سه پیروزی در یک ردیف به تیم انرژی داد.

The story ignited [=fired] her imagination.

آن داستان تخیلاتش را شعله ور کرد.

A careless remark helped to ignite the conflict between the brothers and the sisters.

نکته ای بی دقت باعث شد که مناقشه بین خواهر و برادرها شعله ور شود.

2 - Abolish

/əˈbɑːlɪʃ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه abolish با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به طور کامل از بین بردن، به پایان رساندن

The death penalty has recently been abolished in our state.

مجازات اعدام اخیراً در ایالت ما متوقف شده است.

TMy school has abolished final exams altogether.

مدرسه من امتحانات پایان ترم را تماماً لغو کرد.

3 - Urban

/ɜːrbən/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه urban با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: شهری

Urban life/culture

زندگی/فرهنگ شهری

Many businesses open offices in urban areas.

بسیاری از کسب و کارها در مناطق شهری متمرکزند.

I plan to exchange my urban location for a rural one.

من می خواهم مکان شهری خودم را به روستایی تغییر دهم.

4 - Population

/pɑːpjuˈleɪʃn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه population با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: جمعیت

The world's population has increased greatly.

جمعیت جهان به صورت گسترده افزایش یافته است.

5 - Frank

/fræŋk/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه frank با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: در توصیف کسی که صادقانه و بدون غرض می نویسد یا حرف می زند به کار می رود: بی شیله و پیله

Never underestimate the value of being frank with one another.

هرگز ارزش بی شیله و پیله بودن بین یکدیگر را دست کم نگیرید.

6 - Pollute

/pəˈluːt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه pollute با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: زمین، آب و ... را برای استفاده کثیف و ناامن یا نامناسب کردن: آلوده کردن

There is much evidence to show that the air we breathe is polluted.

مدارک زیادی وجود دارد که نشان می دهد هوایی که تنفس می کنیم آلوده شده است.

Violence on television is polluting the minds of children.

خشونت در تلوزیون ذهن کودک را آلوده می کند.

7 - Reveal

/rɪˈviːl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه reveal با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: آشکار کردن

The evidence was revealed only after hours of questioning.

مدرک تنها بعد از ساعت ها بازجویی آشکار شد.

It was revealed that they stole over $1 million.

معلوم شد که آن ها بیش از یک میلیون دلار دزدیده اند.

The expression on his face revealed how he felt.

رنگ رخساره بیان می کند از سر درون

Analysis reveals the substance to be mostly carbon.

تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد که ماده عموما از کربن تشکیل شده است.

متضاد:

conceal

8 - Prohibit

/proʊˈhɪbɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه prohibit با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ممنوع کردن

The town prohibited teenagers from being in the streets after 10 p.m.

شهر، نوجوان ها را از بودن در خیابان بعد از ساعت ده شب منع کرد.

The rules prohibit dating a coworker.

قوانین، ارتباط عاطفی بین همکاران را ممنوع کرده است.

2: چیزی را ناممکن کردن

The prison's electric fence prohibits escape.

فنس های الکتریکی زندان، فرار را ناممکن می کند.

9 - Urgent

/ɜːrdʒənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه urgent با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خیلی مهم و ضورری

An urgent telephone call was made to the company's treasurer.

تماسی ضروری با صندوق دار شرکت گرفته شد.

10 - Adequate

/ædɪkwət/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه adequate با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: کافی برای برخی از نیازها و احتیاجات

Be sure to allow adequate [=sufficient, enough] time for the paint to dry.

مطمئن شو تا زمان کافی برای نقاشی درنظر بگیری تا خشک شود.

Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day.

به روور به اندازه کافی غذا داده شد تا کل روز را دوام بیاورد.

Carlos was adequate at his job but he wasn't great.

کاربوس برای کارش کافی بود ولی عالی نبود.

Millions of people lack adequate [=sufficient] health care.

میلیون ها نفر از مراقبت های پژشکی کافی تهی هستند.

مترادف:

sufficient, enough

11 - Decrease

/dɪˈkriːs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه decrease با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: کاهش یافتن

As he kept spending money, the amount he had saved decreased.

چون به ولخرجی ادامه داد، مقدار پولی که ذخیره کرده بود کم شد.

The landlord promised to decrease our rent.

صاحب خانه قول داد تا اجاره مارا کم کند.

12 - Audible

/ɔːdəbl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه audible با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: صدایی واضح و رسا

A clearly audible sound

یک صدای واضح و رسا

From across the room, the teacher's voice was barely audible.

صدای معلم از آن طرف اتاق به سختی قابل شنیدن بود.

در ویدیوی بالا، درس دوازدهم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس دوازدهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398