koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس سی و دوم

1 - refer

/rɪˈfɜːr/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه refer با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: فرستادن کسی یا چیزی به طرف یک شخص یا یک مکان (مرجع) با هدف تهدید کردن، توصیه کردن، کمک کردن، منبع دادن و ...

Most of the patients we see here were referred by other doctors.

بسیاری از بیمارانی که اینجا میبینیم، توسط دکترهای دیگر ارجاع داده شده اند.

The company is referring people to its Web site for more information.

این شرکت مردم را برای اطلاعات بیشتر به وبسایتش ارجاع می دهد.

Our teacher referred us to the dictionary for the meanings of the difficult words in the novel.

معلم، ما را برای پیدا کردن معانی کلمات دشوار داخل آن رمان، به دیکشنری ارجاع داد.

The speaker referred to a verse in the Bible to support his theory.

آن سخنران برای اثبات تئوری خود به یک آیه از انجیل اشاره کرد.

The word “finch” refers to a kind of bird.

کلمه finch به یک نوع پرنده اطلاق می شود.

The numbers shown in the text refer to footnotes at the bottom of the page.

شماره های نشان داده شده در متن به پاورقی انتهای صفحه اشاره دارد.

2 - distress

/dɪˈstres/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه distress با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: افسردگی، ناراحتی شدید

The family was in great distress over the accident that maimed Kenny.

آن خانواده به دلیل فلج شدن کِنی در تصادف در ناراحتی شدید به سر میبرد.

2: سختی ناشی از فقر

Donations were given to families in (financial) distress.

صدقات به خانواده هایی که در تنگدستی هستند داده می شود.

مترادف:

hardship

3 - diminish

/dɪˈmɪnɪʃ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه diminish با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: چیزی را از نظر وزن، اندازه، ارزش و .... کم کردن. از نظر وزن، اندازه، ارزش و... کم شدن. خرد شدن، تقلیل یافتن

The excessive heat diminished as the sun went down.

وقتی که خورشید غروب کرد، گرمای شدید کم شد(از شدت گرما کاسته شد).

The latest news from the battlefront confirms the report of diminishing military activity.

آخرین اخبار از جبهه جنگ تایید کننده گزارش ها از کاهش فعالیت های نظامی را دارد.

مترادف:

decrease

4 - maximum

/mæksɪməm/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه maximum با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: حداکثر، بیشترین

We would like to exhibit this rare collection to the maximum number of visitors.

ما تمایل داریم این مجموعه نادر را برای بیشترین تعداد از بازدید کنندگان به نمایش بگذاریم.

the maximum speed/temperature/volume

بیشترین سرعت/دما/حجم

5 - flee

/fliː/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه flee با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: گریختن، فرار کردن

The majority of students understand that they cannot flee from their responsibilities.

اکثریت دانش آموزان فهمیده اند که نمی توانند از مسئولیت هایشان فرار کنند.

He was caught trying to flee the country.

او در حال فرار از کشور دستگیر شد.

They fled to Britain when the war started.

آن ها وقتی جنگ شروع شد به انگلستان گریختند.

6 - vulnerable

/vʌlnərəbl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه vulnerable با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: حساس، ضعیف، شکننده

A vulnerable target for thieves is a solitary traveler.

یک هدف ضعیف برای دزدان مسافری تنها است.

We should protect the most vulnerable members of our society.

ما باید از حساس ترین افراد جامعه خود مراقبت کنیم.

You must try not to appear vulnerable.

تو باید تلاش کنی تا شکننده ظاهر نشوی.

7 - signify

/sɪɡnɪfaɪ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه signify با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: نشانه چیزی بودن

A gift of such value signifies more than a casual relationship.

هدیه ای به این ارزشمندی نشان دهنده ی چیزی بیشتر از یک رابطه سطحی است.

The word "fragile" stamped on a carton signifies that it must be handled with caution.

کلمه "شکستنی" روی یک کارتون نشان دهنده این است (به این معنی است) که باید با احتیاط حمل گردد.

She signified her approval with a smile.

او رضایتش را با لبخندی ابراز کرد.

8 - mythology

/mɪˈθɑːlədʒi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه mythology با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: اسطوره شناسی، اساطیر

From a study of mythology we can conclude that the ancients were concerned with the wonders of nature.

از مطالعه اساطیر می توانیم نتیجه بگیریم که مردم باستان به عجایب طبیعت علاقه مند بودند.

Greek mythology

اساطیر یونان

a study of the religions and mythologies of ancient Rome

مطالعه ای روی مذاهب و اساطیر روم باستان

9 - colleague

/kɑːliːɡ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه colleague با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: همکار، هم قطار. کسی که با او کار میکنید.

We were friends and colleagues for more than 20 years.

ما برای بیش از بیست سال دوست و همکار بودیم.

Who would have predicted that our pedestrian colleague would one day win the Nobel Prize for medicine?

چه کسی پیش بینی میکرد که همکار پیش پا افتاده ما روزی برنده جایزه نوبل پزشکی شود؟

the Prime Minister and his Cabinet colleagues

نخست وزیر و همکاران کابینه اش

مترادف:

co-worker

10 - torment

/tɔːrment/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه torment با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: عذاب، شکنجه، زجر

She suffered years of mental torment after her son's death.

او بعد از مرگ پسرش سالها از عذاب روحی رنج میبرد.

The illustrations in our history text show the torments suffered by the victims of the French Revolution.

تصاویر کتاب تاریخ ما، شکنجه هایی که توسط انقلابیون فرانسه تحمل می شد را نشان می دهد.

فعل:

1: عذاب دادن

Persistent headaches tormented him.

سردرد رئیس جمهور او را عذاب می داد.

11 - provide

/prəˈvaɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه provide با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: تامین کردن، فراهم کردن

How can we provide job opportunities for all our graduates?

ما چگونه می توانیم برای تمامی فارق التحصیل های خود موقعیت شغلی فراهم کنیم؟

The Web site provides information about local activities.

این وبسایت اطلاعات مربوط به فعالیت های محلی را فراهم می کند.

The store provides its customers with excellent service.

این مغازه مشتریانش را با خدمات عالی تامین می کند.

12 - loyalty

/lɔɪəlti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه loyalty با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: وفاداری

Can I count on your loyalty?

آیا من می توانم روی وفاداری شما حساب کنم؟

The monarch referred to his knights' loyalty with pride.

پادشاه با افتخار به وفاداری شوالیه هایش اشاره کرد.

Mass advertising creates brand loyalty for a product.

تبلیغات گسترده باعث ایجاد وفاداری به یک محصول می شود.

For most of us, loyalty to our country is regarded as a sacred duty.

برای بسیاری از ماها، وفاداری به کشور به عنوان یک وظیفه مقدس درنظر گرفته می شود.

در ویدیوی بالا، درس سی و دوم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس سی و دوم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398