koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس سی و هفتم

1 - heir

/er/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه heir با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: کسی که به طور قانونی بعد از مرگ کسی، مالک همه یا بخشی از دارایی های او می شود یا جانشین او می شود. وارث

the heir to the throne (= the person who will be the next king or queen)

وارث تاج و تخت

his eldest son and heir

بزرگ ترین پسر و وارث او

In fact, his son and heir Prince William has been here only once, as a baby.

در حقیقت، پسر و وارث او شاهزاده ویلیام فقط یکبار اینجا بود، آن هم در زمان کودکی.

2: کسی که کاری یا سنتی که توسط کسی دیگر ایجاد شده است را ادامه می دهد.

2 - majestic

/məˈdʒestɪk/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه majestic با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: با شکوه به دلیل اندازه یا زیبایی. با عظمت

The lion is the most majestic creature of the jungle.

شیر با عظمت ترین مخلوق در جنگل است.

In Greek mythology, Mt. Olympus was the majestic home of the gods.

در اساطیر یونان، کوه (Mt = mountain) المپوس خانه با شکوه خدایان بود.

The majestic and magnificent culture on display in Prague is quite unforgettable.

فرهنگ باشکوه و مجللی که در پراگ به نمایش درمی آید کاملاً فراموش نشدنی است.

3 - dwindle

/dwɪndl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه dwindle با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: کاهش یافتن تدریجی در اندازه، مقدار یا قدرت. تحلیل یافتن

Our supply of unpolluted water has dwindled.

منابع آب غیرآلوده ما کاهش یافته است.

Membership of the club has dwindled from 70 to 20.

اعضای کلوب ما از 70 نفر به 20 نفر کاهش یافته است.

As the world's oil resources continue to dwindle, the competition to find an alternative fuel increases in intensity.

از آنجایی که منابع نفت جهان در حال تحلیل است، رقابت برای یافتن سوخت جایگزین به شدت افزایش یافته است.

4 - surplus

/sɜːrplʌs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه surplus با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: مقداری از پول یا هر چیز دیگری که بیش از اندازه مورد نیاز است. مازاد

If there is any surplus, it will be divided equally.

اگر هر چیز مازادی بود، به صورت مساوی تقسیم خواهد شد.

There is a surplus of workers and not enough jobs.

کارگرهای مازادی بدون شغل کافی وجود دارند.

The bank keeps a large surplus of money in reserve.

بانک پول های مازاد زیادی را به عنوان ذخیره نگه می دارد.

صفت:

1: بیش از اندازه

The government bought the surplus grain to help growers.

دولت غلات مازاد را خرید تا به پرورش دهندگان کمک کند.

5 - traitor

/treɪtər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه traitor با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: خائن

He was a traitor who betrayed his country by selling military secrets to the enemy.

او یک خائن بود که با فروختن رازهای نظامی به دشمن به کشورش خیانت کرد.

She denied that she had turned traitor (= become a traitor).

او انکار کرد که خائن شده است.

6 - deliberate

/dɪˈlɪbərət/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه deliberate با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: عمدی، حساب شده. اقدام از روی آگاهی

Rico's excuse was a deliberate lie.

عذرخواهی ریکو یک دروغ حساب شده بود.

2: به آرامی و با دقت انجام دادن

My grandfather walks with deliberate steps.

پدربزرگ من با گام هایی استوار قدم می زد.

فعل:

1: سنجیدن، آگاهانه و از روی تامل تصمیم گرفتن

Judge Sirica deliberated for a week before making his decision known.

قاضی سریکا قبل از اینکه تصمیمش را آشکار کند، برای یک هفته تعمق کرد.

7 - vandal

/vændl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه vandal با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: کسی که به صورت عمدی به اموال عمومی خسارت می زند.

The vandals deliberately ripped the paintings from the wall.

خرابکاران به صورت عامدانه نقاشی های روی دیوارها را پاره کردند.

Generous people have raised money to replace church windows that were destroyed by vandals.

مردم سخاوتمند برای تعویض پنجره های کلیسا که توسط خرابکاران نابود شده بود، پول جمع کردند.

8 - drought

/draʊt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه drought با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: خشکسالی

In time of drought, the crops become scorched.

در زمان خشکسالی محصولات زراعی خشک می شوند.

The country’s entire grain harvest has been hit by drought.

تمام محصول غلات کشور توسط خشکسالی دچار آسیب شد.

9 - abide

/əˈbaɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه abide با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ماندن، تحمل کردن، وفادار ماندن. پذیرفتن کسی یا چیزی که بد است.

I can't abide his bad moods. [=(more commonly) I can't stand his bad moods; I hate his bad moods]

نمی توانم اخلاق بدش را تحمل کنم.

مترادف (معمولا امروزه از این واژه بیشتر استفاده می شود:)

stand

How do you stand him being here all the time?

چطور بودن او را در تمام مدت تحمل می کنید؟

10 - unify

/juːnɪfaɪ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه unify با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: متحد کردن، یکی کردن

The new leader hopes to unify the country.

رهبر جدید امیدوار بود تا کشور را متحد کند.

After the Civil War our country became unified more strongly.

بعد از جنگ داخلی کشور ما به شکلی قوی تر متحد شد.

Everyone wants the power, and no one seems capable of unifying the nation.

همگی قدرت طلبند و به نظر کسی توانایی متحد کردن جامعه را ندارد.

11 - summit

/sʌmɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه summit با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: مرتفع ترین یا بالاترین نقطه چیزی مخصوصا کوه. قله، نوک، اوج

We estimated the summit of the mountain to be twenty thousand feet.

ما تخمین زدیم که نوک (قله) کوه 12 هزار فوت باشد.

the summit of his career

اوج حرفه او

2: اجلاس سران

The summit meeting of world leaders diminished the threat of war.

نشست اجلاس سران رهبران جهان تحدید جنگ را از کاهش داد.

12 - heed

/hiːd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه heed با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به دقت توجه کردن به توصیه یا هشدار کسی

I demand that you heed what I say.

من از شما می خواهم که به آنچه می گویم توجه کنید.

اسم:

1: توجه دقیق

Florence pays no heed to what the signs say.

فلورانس هیچ توجه به آنچه علائم می گویند نداشت.

مترادف:

notice

در ویدیوی بالا، درس سی و هفتم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس سی و هفتم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398