koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 لغت ضروری زبان انگلیسی - درس سی و چهارم

1 - candidate

/kændɪdeɪt/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت candidate با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: نامزد، داوطلب، کاندید

Each candidate for mayor seemed confident he would be victorious.

هر کاندیدی برای شهرداری به نظر مطمئن است که پیروز خواهد شد.

There were a large number of candidates for the job.

کاندیداهای زیادی برای این شغل وجود داشتند.

2 - precede

/prɪˈsiːd/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت precede با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: پیش تر بودن، مقدم بودن، جلوتر بودن

One witness reported hearing an explosion precede the fire.

یک شاهد، شنیدن یک انفجار قبل از آتش سوزی را گزارش داد.

He let her precede him through the gate

به او اجازه داد تا در گیت از او پیشی بگیرد.

Lyndon Johnson preceded Richard Nixon as president.

لیندون جانسون قبل از ریچارد نیکسون رئیس جمهور بود.

3 - adolescent

/ædəˈlesnt/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت adolescent با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: بالغ، نوجوان

Our annual rock festival attracts thousands of adolescents.

جشنوارهِ سالیانه موسیقی راک ما هزاران نوجوان را به خود جذب می کند.

For example, the author suggests that an adolescent girl's self-esteem is an internal biological process.

برای نمونه نویسنده می گوید که عزت نفس یک دختر بالغ یک فرایند بیولوژیکی درونی است.

4 - coeducational

/koʊ edʒuˈkeɪʃənl/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت coeducational با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: (در مورد مدرسه یا یک سیستم آموزشی) مختلط

In choosing a college, Ned leans toward schools that are coeducational

ند در انتخاب مدرسه به مراکز آموزشی مختلط تمایل دارد.

The school has now made the decision to go fully co-educational.

این مدرسه اکنون تصمیم گرفته است که به طور کلی مختلط شود.

5 - radical

/rædɪkl/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت radical با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: ریشه ای، بنیادی، اساسی

The tendency to be vicious and cruel is a radical fault.

تمایل به شرارت و بی رحمی یک اشتباه اساسی است.

radical differences between the sexes

تفاوت های بنیادین بین جنس ها

2: افراطی

We observe that the interest in radical views is beginning to subside.

مشاهده می کنیم که علاقه به دیدگاه های افراطی رو به کاهش است.

6 - spontaneous

/spɑːnˈteɪniəs/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت spontaneous با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خود به خود، بی مقدمه، خودجوش

The vast crowd burst into spontaneous cheering at the skillful play.

جمعیت انبود به خاطر آن نمایش ماهرانه ناخودآگاه فریاد سر دادند.

Be cautious with these oily rags because they can break out in spontaneous flame.

مراقب این پارچه های روغنی باشید چون خود به خود آتش می گیرند.

7 - skim

/skɪm/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت skim با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: برداشتن و گرفتن چربی، خامه و ... از سطح یک مایع

This soup will be more nourishing if you skim off the fat.

اگر چربی روی این سوپ را بگیرید، مغزی تر می شود.

2: حرکت کردن روی سطح چیزی به سرعت یا به آرامی طوری که کمترین تماس حاصل شود.

We watched the birds skimming over the lake.

ما حرکت کردن پرندگان از روی سطح دریاچه را تماشا کردیم.

3: خواندن به صورت اجمالی و سطحی برای یافت ایده کلی مطلب، روزنامه و ...

I always skim the financial section of the newspaper.

من همیشه بخش اقتصادی این روزنامه را سطحی می خوانم.

8 - vaccinate

/væksɪneɪt/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت vaccinate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: واکسن زدن

The general population has accepted the need to vaccinate children against the once-dreaded disease.

عموم مردم نیاز به واکسینه کردن کودکان مقابل بیماری های سابقاً خطرناک را پذیرفته اند.

to vaccinate a child against measles

واکسینه کردن یک کودک مقابل سرخک

9 - untidy

/ʌnˈtaɪdi/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت untidy با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: درهم برهم، نامرتب

untidy hair

موی نامرتب

Finding the house in such an untidy condition baffled us.

دیدن این خانه در این وضعیت نامرتب ما را متحیر ساخت.

James nervously straightened his untidy cravat and smoothed his hair.

جیمز با پریشانی، کراوات نامرتبش را صاف کرد و موهایش را حالت داد.

10 - utensil

/juːˈtensl/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت utensil با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: وسیله ای که در خانه استفاده می شود

Wash your hands and all cooking utensils after preparing raw meat.

بعد از آماده کردن گوشت خام، دستان خود و تمام وسایل آشپزی را بشورید.

At all times, make sure that knives and other dangerous utensils are out of their reach.

همواره اطمینان حاصل کنید تا چاقوها و وسایل خطرناک دیگر دور از دسترسشان قرار گیرد.

11 - sensitive

/sensətɪv/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت sensitive با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: آگاه و توانمند جهت درک مردم و فهم احساساتشان

She is very sensitive to other people's feelings.

او بسیار نسبت به احساسات بقیه مردم حساس (هوشیار) است.

2: توانا برای درک و فهم هنر. احساسی

a sensitive portrait

یک پرتره (نقاشی) احساسی

3: حساس

The eye is sensitive to light.

چشم نسبت به نور حساس است.

And why would a senior Pentagon official tell you this very secret and sensitive information?

و چرا باید یک مقام رسمی پنتاگن به شما این اطلاعات بسیار محرمانه و حساس را بگوید؟

12 - temperate

/tempərət/

help

volume_up

504 لغت ضروری زبان انگلیسی - معنی لغت temperate با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: (در مورد آب و هوا یاد در مورد یک ناحیه) معتدل. نه چندان گرم و نه چندان سرد.

The United States is mostly in the North Temperate Zone

ایالات متحده عمدتاً در منطقه معتدل شمالی قرار دارد.

In a temperate climate, the wind direction usually changes with the season.

در یک آب و هوای معتدل، مسیر باد معمولاً با فصل تغییر می کند.

2: میانه رو

Mrs. Rollins commended her class for their temperate attitude when she announced the extra assignment.

خانوم رولینز کلاسش را برای برخورد آرامشان به هنگام اعلام تکالیف اضافی تحسین کرد.

در ویدیوی بالا، درس سی و چهارم از کتاب 504 لغت ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس سی و چهارم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398