koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس دهم

1 - Excel

/ɪkˈsel/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه excel با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: خیلی خوب بودن در انجام کاری

As a child he excelled at music and art.

به عنوان یک کودک او در موسیقی و هنر بسیار خوب است.

2: بهتر از بقیه بودن یا بهتر از بقیه کاری را انجام دادن

She excels everyone else in sports.

او از هر کسی در ورزش بهتر است.

مترادف:

neighborhood

2 - Feminine

/femənɪn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه feminine با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: مربوط به زنان، زنانه

A feminine look/appearance

یک قیافه/ظاهر زنانه

My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.

برادر من خجالت میکشد که هنگام تماشای یک فیلم غمگین گریه کند چون ممکن است مردم فکر کنند او رفتاری زنانه دارد.

3 - Mount

/maʊnt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه mount با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: بالا رفتن

Mount a ladder

بالا رفتن از نردبام

The watchman mounted the tower to see if there were any people in the vicinity.

نگهبان از برج بالا رفت تا اگر کسی در ان حوالی است را ببیند.

2: افزایش یافتن در مقدار

Costs can mount (up) very quickly.

هزینه ها می توانند به سرعت افزایش یابند.

3: نشستن روی یک اسب، دوچرخه و...

The cowboy mounted his horse and then quickly dismounted.

کابوی سوار اسبش شد و بعد به سرعت پایین آمد.

My sister couldn't mount the horse so they gave her a pony instead.

خواهر من نمی توانست سوار اسب شود پس آن ها به او یک کره اسب دادند.

4 - Compete

/kəmˈpiːt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه compete با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: تلاش کردن برای برنده شدن چیزی (مثل یک جایزه یا پاداش) که شخص دیگری نیز در تلاش برای دستیابی به آن است: تلاش کردن برای بهتر بودن یا موفق تر بودن از کسی یا چیزی: رقابت کردن

When the amateur became a pro he had to compete against better men.

وقتی یک غیر حرفه ای به یک حرفه تبدیل می شود باید با افراد بهتری رقابت کند.

She competed against students from around the country.

او با دانش آموزان سراسر کشور رقابت کرد.

5 - Dread

/dred/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه dread با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ترسیدن از چیزی که رخ خواهد داد یا ممکن است رخ دهد: دلهره داشن، وحشت داشتن

He can't swim and dreads going in the water.

او نمی تواند شنا کند و از داخل آب رفتن می ترسد.

The poor student dreaded going to school each morning.

دانش آموز بیچاره از هر روز صبح رفتن به مدرسه وحشت داشت.

قید dreaded:

The dreaded moment had arrived.

لحظه دلهره آور فرا رسیده بود.

اسم:

1: احساس قدرتمندی از ترس در مورد چیزی: وحشت، دلهره

She has a dread of failure.

او از شکست وحشت داشت.

2: کسی یا چیزی که باعث دلهره و وحشت می شود.

They lived in tight rows of wooden houses, and fire was a constant dread.

آن ها در خیابان تنگی از خانه های چوبی زندگی می کردند و (احتمال) آتشسوزی یک وحشت همیشگی بود.

صفت:

1: موجب ترس شدن: وحشتناک، ترسناک، دلهره آور

A dread [=dreaded] disease

یک بیماری ترسناک

6 - Masculine

/mæskjəlɪn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه masculine با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: مربوط به مردان: مردانه

It is undeniable that his beard makes him look masculine.

این غیرقابل انکار است که ریش او، باعث شده مردانه به نظر برسد.

She has a rather masculine [=mannish] voice/handshake.

او نسبتا صدا/دست دادن مردانه ای دارد.

7 - Menace

/menəs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه menace با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: خطر، تهدید

The torrents of rain were a menace to the farmer's crops.

باران های سیل آسا برای محصولات کشاورزی یک خطر و تهدید بودند.

8 - Tendency

/tendənsi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه tendency با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: رفتار کردن یا عمل کردن به یک طریق همیشگی، عادت، رویه

The door has a tendency to get stuck. [=the door often gets stuck]

این درب عادت به گیر کردن دارد.

There is a growing tendency among young people to continue living with their parents after college. [=more and more young people are continuing to live with their parents after college]

رویه رو به رشدی است اینکه افراد جوان بعد از دانشگاه نزد والدینشان زندگی می کنند.

9 - Underestimate

/ʌndərˈestɪmeɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه underestimate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: کمتر در نظر گرفتن یا کمتر تخمین زدن چیزی از مقدار، اندازه یا کیفیت واقعی آن

The value of our house was underestimated by at least two thousand dollars.

ارزش خانه ما تقریبا دویست دلار کمتر از مقدار واقعی آن برآورد شده بود.

2: دست کم گرفتن چیزی یا کسی

I admit that I underestimated the power in the bulky fighter's frame.

من اعتراف می کنم که قدرت بدنی آن جنگجوی غول پیکر را دست کم گرفته بودم.

Undoubtedly the boss underestimated his employee's ability to work hard.

بی شک رئیس توانایی کارگرانش برای کارکردن سخت را دست کم گرفته بود.

10 - Victorious

/vɪkˈtɔːriəs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه victorious با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: پیروز، مظفر

Terry faced the challenge with the bad attitude that he could not be victorious.

تری با خودش این درگیری ذهنی را داشت که او نمی تواند یک پیروز باشد.

Trish sits back in her seat, a small victorious smile playing about her face.

تریش روی صندلیش لَم داد در حالی که لبخندی مظفر روی صورتش نقش بسته بود.

11 - numerous

/nuːmərəs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه numerous با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: وجود داشتن در تعداد زیاد: چندین

The debater used numerous documents to back up his statements.

مناظره کننده از تعداد زیادی سند استفاده کرد تا اظهاراتش را اثبات کند.

She decided to leave for numerous reasons.

او به دلایل متعددی تصمیم گرفت که برود.

12 - flexible

/fleksəbl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه flexible با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: انعطاف پذیر

The toy was flexible, and the baby could bend it easily.

آن اثباب بازی انعطاف پذیر بود و بچه می توانست به راحتی آن را خم کند.

2: به راحتی قابل تغییر بودن

Our schedule for the weekend is very flexible.

برنامه ما برای آخر هفته بسیار قابل تغییر است (انعطاف پذیر است).

Whatever you want to do is fine with me. I'm flexible.

هرچیزی که می خواهی انجام دهی، من با آن مشکل ندارم. من آدم انعطاف پذیری هستم.

در ویدیوی بالا، درس دهم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس دهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398