koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس ششم

1 - Approach

/əˈproʊtʃ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه approach با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: نزدیک شدن به کسی یا چیزی از نظر زمان یا مکان

We heard the sound of approaching a car.

ما صدای نزدیک شدن یک ماشین را شنیدیم.

2: صحبت کردن با کسی درباره چیزی، مخصوصا درخواست کردن از کسی برای انجام کاری یا ارائه یک درخواست.

I’d like to ask his opinion but I find him difficult to approach (= not easy to talk to in a friendly way).

من دوست دارم که نظر او را بپرسم ولی نزدیک شدن به او را سخت دیدم (به روش دوستانه صحبت کردن با او سخت است).

3: نزدیک شدن به چیزی در مقدار، سطح یا کیفیت

Profits approaching 30 million dollars.

سود نزدیک به 30 میلیون دلار

4: شروع برخورد و انجام اقدام مناسب در مورد یک مشکل، وظیفه و... به روشی خاص

What’s the best way of approaching this problem?

بهترین راه مواجهه با این مشکل چیست؟

اسم:

1: راهی برای اقدام مناسب در مورد یک نفر یا یک چیز. راهی برای انجام دادن یا فکر کردن درباره چیزی مثل مشکل یا وظیفه

The school has decided to adopt a different approach to discipline.

این مدرسه تصمیم گرفته است تا راه دیگری را برای رسیدن به نظم پیش بگیرد.

2 - Detect

/dɪˈtekt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه detect با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: پی بردن یا فهمیدن چیزی، مخصوصا چیزی که برای دیدن، شنیدن و ... آسان نباشد.

From her voice it was easy to detect that Ellen was frightened.

از صدایش فهمیدن اینکه الن ترسیده بود بسیار آسان بود.

We detected from the messy room that a large group of people had assembled there.

ما از آن اتاق درهم و برهم فهمیدیم که آن گروه بزرگ از مردم اینجا گردهم آمده بودند.

مترادف:

Find out, discover

3 - Defect

/dɪˈfekt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه defect با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: اشتباه در چیزی

A speech defect

یک اشتباه کلامی

His theory of the formation of our world was filled with defects.

تئوری او درباره شکل گیری دنیای ما پر از اشتباه بود.

مترادف:

fault

4 - Employee

/ɪmˈplɔɪiː/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه employee با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: شخصی که برای کار برای کسی حقوق می گیرد: کارمند، کارگر

My boss had to fire many employees when meat became scarce.

وقتی که گوشت کمیاب شد، رئیس من مجبور شد بساری از کارمندان را اخراج کند.

Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.

جوئی می خواست کاری برای خود راه بیاندازد و کارمند بودن را متوقف کند.

5 - Neglect

/nɪˈɡlekt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه neglect با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: کوتاهی کردن یا شکست خوردن در نگهداری از کسی یا چیزی: غفلت کردن، مسامحه کردن

Don’t neglect your health.

در مورد سلامتی کوتاهی نکن

The senator neglected to make his annual report to Congress.

آن سناتر برای تنظیم کردن گزارش سالانه کنگره کوتاهی کرد.

It is essential that you do not neglect your homework.

ضروری است که شما در مورد تکالیف خود کوتاهی نکنید.

6 - Deceive

/dɪˈsiːv/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه deceive با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: فریب دادن

Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.

ویرجینیا گریه کرد وقتی که فهمید بهترین دوستش او را فریب داده است.

You’re deceiving yourself if you think he’ll change his mind.

شما دارید خود را فریب می دهید اگر فکر می کنید که او نظرش را عوض خواهد کرد.

7 - Undoubtedly

/ʌnˈdaʊtɪdli/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه undoubtedly با استفاده از عکس و تصاویر

قید:

1: برای تاکید کردن روی چیزی که وجود دارد یا قطعاً درست است، به کار می رود: بی شک

Ray's team undoubtedly had the best debaters in our county.

تیمِ رِی بی شک بهترین مناظره کنندگان در کشور را دارد.

8 - Popular

/pɑːpjələr/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه popular با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: محبوب

This is one of our most popular designs.

این یکی از محبوب ترین طراحی های ما است.

9 - Thorough

/θɜːroʊ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه thorough با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: به طور کامل انجام دادن و با توجه کامل به جزئیات

The police made a thorough search of the house after the crime had been reported.

بعد از اینکه جنایت گزارش داده شد، پلیس جستجوی کاملی از خانه صورت داد.

2: انجام دادن کاری به صورت کامل و با توجه به جزئیات

She’s very thorough.

او خیلی ریزبین و دقیق در کار است.

10 - Client

/klaɪənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه client با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: مشتری، موکل

If this restaurant doesn't improve its service, all its clients will vanish.

اگر این رستوران خدمات خود را ارتقاء ندهد، همه مشتری هایش ناپدید خواهند شد. (مشتری هایش را از دست خواهد داد)

A lawyer with many famous clients

وکیلی با تعداد زیادی موکلین سرشناس

مترادف:

customer

11 - Comprehensive

/kɑːmprɪˈhensɪv/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه comprehensive با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: شامل همه یا تقریبا همه ی آیتم ها، واقعیت ها، اطلاعات و ... که می تواند مورد توجه باشد: کامل، تمام عیار، همه جانبه

A comprehensive study

یک مطالعه همه جانبه

After a comprehensive exam, my doctor said I was in good condition.

بعد از یک آزمایش کامل، دکتر من گفت که من در شرایط خوبی هستم.

Comprehensive insurance (= covering all risk)

بیمه کامل

12 - Defraud

/dɪˈfrɔːd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه defraud با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: گرفتن پول، حقوق و ... با کلاهبرداری و تقلب

They were accused of defrauding the company of $1400.

آن ها متهم کلاهبرداری 14 هزار دلاری از آن کمپانی بودند.

My aunt saved thousands of dollars by defrauding the government.

عمه من با کلاهبرداری از دولت هزاران دلار ذخیره کرده است.

در ویدیوی بالا، درس ششم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس ششم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398