koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس نوزدهم

1 - harvest

/hɑːrvɪst/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه harvest با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: فصل زراعت، برداشت محصول، محصول

Farmers are extremely busy during the harvest.

کشاورزان در فصل زراعت بسیار مشغولند.

If the harvest is poor, there is always the possibility of a famine.

اگر برداشت محصول ضعیف باشد، همیشه احتمال قحطی وجود دارد.

We had enormous harvests of corn this year.

ما محصول زیادی از ذرت در این سال داشتیم.

2 - Abundant

/əˈbʌndənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه abundant با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: فراوان، بسیار

It is the most abundant bird in the forest.

این فراوان ترین پرنده در جنگل است.

We have abundant evidence to prove his guilt.

ما مدارک فراوانی برای اثبات جرم او داریم.

3 - Uneasy

/ʌnˈiːzi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه uneasy با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: نگران یا ناراحت درباره چیزی

Mrs. Spinner was uneasy about letting her son play in the vicinity of the railroad tracks.

خانم اسپینر درباره اجازه دادن به پسرش برای بازی کردن در اطراف ریل های قطار نگران بود.

2: مطمئن نبودن از ادامه یافتن، ناپایدار

An uneasy peace

یک صلح ناپایدار

3: دلواپس، نگران

They passed an uneasy night waiting for news from the hospital.

آن ها یک شب نگران را به انتظار برای خبرهایی از بیمارستان سپری کردند.

مترادف:

anxious

4 - Calculate

/kælkjuleɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه calculate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: حساب کردن

The cook had to calculate the number of diners to see whether he could decrease his order for meat.

آشپز باید تعداد شام ها را حساب می کرد تا ببیند که آیا می تواند سفارش گوشت را کاهش دهد.

2: رسیدن به یک ایده و دید کلی درباره ارزش، وزن، اندازه و... چیزی

We need to calculate our chances of success before we invest more money in the business.

ما قبل از اینکه پول بیشتری در این کار سرمایه گذاری کنیم باید شانس موفقیت خود را محاسبه کنیم.

5 - Absorb

/əbˈsɔːrb /

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه absorb با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: جذب کردن

Let the rice cook until it has absorbed all the water.

اجازه دهید تا برنج پخته شود تا زمانی که همه آب را جذب کند.

Our bodies must absorb those things which will nourish them.

بدن های ما باید چیزهایی که ما برایشان تغذیه میکنیم را جذب کنند.

2: چیزی را در ذهن و تفکر فروکردن و برای یادگیری، فهمیدن یا پذیرش آن

It took me several days to absorb the fact of her death.

چندین روز طول کشید تا حقیقت مرگ او را بپذیرم.

3: جلب توجه کردن کسی به طوری که اهمیتی به چیزهای دیگر ندهد.

I became absorbed in what the teacher was saying and did not hear the bell ring.

من جذب آنچه که دکتر داشت میگفت شدم و صدای زنگ را نشنیدم.

6 - Estimate

/estɪmət/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه estimate با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: تخمین

In your estimate, who will be victorious in this conflict?

بنابر تخمین شما چه کسی پیروز این نبرد خواهد بود؟

فعل:

1: تخمین زدن

We estimate that it would cost about 30$.

ما تخمین زدیم که آن حدود 30 دلار خرج دارد.

7 - Morsel

/mɔːrsl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه morsel با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: یک مقدار ناچیز یا یک تکه کوچک از چیزی، مخصوصا غذا: لقمه

When Reynaldo went into the restaurant, he pledged to eat every morsel on his plate.

وقتی رینالدو به رستوران رفت قول داد تمام لقمه های بشقابش را بخورد.

He ate it all, down to the last morsel.

او همه آن را خورد، تا لقمه آخر.

8 - Quota

/kwoʊtə/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه quota با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: سهمیه، سهم

The company revealed a quota of jobs reserved for college students.

شرکت سهمیه کار که برای دانشجویان رزرو شده بود را اعلام کرد.

There was a quota placed on the number of people who could migrate here from China.

برای کسانی که می توانستند از چین به اینجا مهاجرت کنند سهمیه در نظر گرفتند.

9 - Threat

/θret/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه threat با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: تهدید

Our English teacher made a threat to take away our cell phones.

معلم ما تهدید کرد که تلفن ها را کنار بگذاریم.

There is a real threat of war.

اینجا تهدید (خطر) جنگ وجود دارد.

He is unlikely to be a threat to the Spanish player in the final.

بعید است که او تهدیدی برای آن بازیکن اسپانیایی در فینال باشد.

10 - Ban

/bæn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه ban با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ممنوع کردن، منع کردن

A campaign to ban smoking in public places

کمپینی برای ممنوع کردن سیگار در مکان های عمومی

He was banned from the meeting.

او از ملاقات منع شد.

مترادف:

prohibit, forbid

11 - Panic

/pænɪk/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه panic با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: وحشت، هراس

The source of panic in the crowd was a man with a gun.

منبع وحشت در جمعیت، مردی بود که تفنگ به همراه داشت.

فعل:

1: وحشت کردن

When the danger was exaggerated, a few people started to panic.

وقتی خطر مورد مبالغه قرار گرفت تعدادی از مردم وحشت کردند.

12 - Appropriate

/əˈproʊpriət/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه appropriate با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: مناسب، قابل قبول یا صحیح

Is now an appropriate time to make a speech?

آیا الان زمان مناسبی برای سخنرانی است؟

We'll need to find an appropriate [=suitable] place to store the fuel.

ما به پیدا کردن مکانی مناسب برای ذخیره کردن سوخت نیاز داریم.

The movie is perfectly/entirely appropriate to/for people of all ages.

این فیلم برای مردم در هر رده سنی کاملا مناسب است.

در ویدیوی بالا، درس نوزدهم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس نوزدهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398