koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس هجدهم

1 - Tragedy

/trædʒədi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه tragedy با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: یک اتفاق یا موقعیت خیلی بد، مخصوصا وقتی شامل مرگ کسی باشد.

It was a tragedy that some pioneers were killed on their way west.

اینکه بعضی از پیشگامان در راهشان به غرب کشته شدند، اتفاق بسیار ناگواری است.

2: یک نمایش نامه یا داستانی که پایانی تلخ دارد مخصوصا داستان یا نمایشی که شخصیت اصلی آن میمیرد.

If you had your choice between seeing a comedy or a tragedy, which play would you choose?

اگر بخواهید بین گفتن یک کمدی و تراژدی یکی را انتخاب کنید، کدامیک را برمیگزیدید؟

2 - Pedestrian

/pəˈdestriən/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه pedestrian با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: عابر پیاده

The police say it is urgent that pedestrians stay on the sidewalk.

پلیس می گوید که ضروری است که عابران پیاده در پیاده رو بمانند.

3 - Glance

/ɡlæns/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه glance با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: نگاهی سریع به چیزی یا کسی انداختن

She glanced at her watch.

او نگاهی به ساعت کرد.

اسم:

1: یک نگاه سریع

Thompson identified the burglar after a glance at the photograph in the police station.

تامپسون سارق را بعد از یک نگاه به عکس در پاسگاه پلیس شناسایی کرد.

4 - Budget

/bʌdʒɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه budget با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: بودجه

A big-budget movie

فیلمی با بودجه زیاد

5 - Nimble

/nɪmbl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه nimble با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: چابک، چالاک، زیرک

With my nimble fingers, I'm good at text messaging.

با انگشت های فرز من، در پیام متنی خوب هستم.

6 - Manipulate

/məˈnɪpjuleɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه manipulate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: خوب استفاده کردن، ماهرانه به کار بردن

Scientists must know how to manipulate their microscopes.

دانشمندان باید بدانند که چطور از میکروسکوپشان به خوبی استفاده کنند.

2: دستکاری کردن

The wounded pilot manipulated the radio dial until he made contact.

خلبان مجروح فرکانس رادیو را دستکاری کرد تا بالاخره موفق به برقراری تماس شد.

3: کنترل کردن یا تاثیر گذاشتن روی چیزی یا کسی که اغلب با دغل بازی همراه است.

She uses her charm to manipulate people.

او از خوشتیپی اش استفاده کرد تا مردم را تحت تاثیر قرار دهد.

7 - Reckless

/rekləs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه reckless با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: بی توجه به خطرات و نتایج احتمالی از عمل خود: بی پروا، بی احتیاط، وحشی

We must not ignore reckless drivers; we must take them off the road.

ما نباید رانندگان بی احتیاط را نادیده بگیریم، ما باید آن ها را از خیابان جمع کنیم.

The reckless smoker ignited the entire forest.

آن فرد سیگاری بی احتیاط همه جنگل را به آتش کشید.

مترادف:

careless

8 - Horrid

/hɔːrɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه horrid با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: وحشتناک، سهمناک، نفرت انگیز

Janey avoided staring at the horrid man's face.

جنی از خیره شده به چهره مرد وحشتناک، خودداری کرد.

The meat tasted horrid.

گوشت طعم وحشتناکی داشت.

مترادف:

horrible

9 - Rave

/reɪv/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه rave با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: حرف زدن یا نوشتن در مورد کسی یا چیزی با اشتیاق و علاقه

Speedy raved that his car had the capacity to reach 120 miles per hour.

اسپیدی در مورد اینکه ماشینش این ضرفیت را دارد که به (سرعت) بیش از 120 مایل در ساعت برسد، با اشتیاق صحبت میکرد.

2: جار و جنجال به پا کردن

The guy on the corner was raving like a madman.

آن مرد مانند یک دیوانه در آن گوشه جار و جنجال به پا کرده بود.

10 - Economical

/ekəˈnɑːmɪkl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه economical با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: یک عمل اقتصادی و به صرفه

An economical way to heat your house

یک راه اقتصادی برای گرم کردن خانه

I find it economical to shop in the large supermarkets.

من خرید کردن از یک سوپرمارکت بزرگ را اقتصادی و به صرفه میبینم.

11 - Lubricate

/luːbrɪkeɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه lubricate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: روغن کاری کردن

A large quantity of grease is needed to lubricate an airplane engine.

مقدار زیادی از گریس برای روغن کاری موتور هواپیما لازم است.

12 - Ingenious

/ɪnˈdʒiːniəs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه ingenious با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: داشتن قدرت ذهنی بالا، نابغه

Bernie devised an ingenious plan to cheat on his income tax.

برنی نقشه ای هوشمندانه ای ریخت تا در مالیات درامدش تقلب کند.

در ویدیوی بالا، درس هجدهم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس هجدهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398