koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های ساده به همراه تلفظ american - درس هشتم

1 - Exaggerate

/ɪɡˈzædʒəreɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه exaggerate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: چیزی را بزرگتر، بهتر، بدتر یا مهم تر از حد واقعی خود جلوه دادن: مبالغه کردن

He wasn't trying to deceive you when he said that his was the best car in the world; he was just exaggerating.

او وقتی که گفت که ماشینش بهترین ماشین دنیا است در حال فریب تو نبود او فقط داشت مبالغه می کرد.

The bookkeeper exaggerated her importance to the company.

نگهبان کتاب در مورد اهمیتش برای شرکت مبالغه کرد.

2 - Amateur

/æmətʃər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه amateur با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: شخصی که برای تفریح عضوی از تیم ورزشی یا فعالیت های دیگر می شود در حالی که آن، حرفه او نیست.

The tournament is open to both amateurs and professionals.

رقابت برای آماتورها و حرفه ای ها آزاد است.

2: کسی که توامند و آموزش دیده نیست

This work was done by a bunch of amateurs.

این کار توسط تعدادی افراد غیرمتخصص انجام شد.

After his song, Don was told that he wasn't good enough to be anything but an amateur.

بعد از اینکه او آهنگ را خواند، دان به او گفت که او چیزی بیشتر از یک آماتور نبود.

متضاد:

professional

3 - Mediocre

/miːdiˈoʊkər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه mediocre با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: نه خیلی خوب، در حد میانی، معمولی

A mediocre musician

یک موسیقی دان معمولی

Howard was a mediocre scientist who never made any unique discoveries.

هاوارد یک دانشمند معمولی بود و هرگز کشف خاصی انجام نداد.

4 - Variety

/vəˈraɪəti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه variety با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: انواع مختلفی از چیزی

He resigned for a variety of reasons.

او به دلایل مختلفی استعفا داد.

This tool can be used in a variety of ways.

این ابزار به روش های مختلفی می تواند استفاده شود.

He faced unforeseen problems for a variety of reasons.

او بنا به دلایل مختلفی با مشکلات پیش بینی نشده ای روبرو شد.

2: تنوع

We all need variety in our diet.

ما به تنوع در رژیم قضایی نیاز داریم.

مترادف:

diversity

5 - Valid

/vælɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه valid با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: به لحاظ قانونی یا رسمی قابل قبول بودن: معتبر

A valid passport

یک پاسپورت معتبر

The witness neglected to give valid answers to the judge's questions.

شاهد در ارائه پاسخی قابل قبول به سوال قاضی، کوتاهی کرد.

A valid password

رمز معتبر

Rita had valid reasons for denouncing her father's way of life.

ریتا دلایل معتبری برای سرزنش کردن مدل زندگی پدرش داشت.

6 - Survive

/sərˈvaɪv/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه survive با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: بقا یافتن، زنده ماندن، نجات یافتن

Of the six people injured in the crash, only two survived.

از شش نفر مجروح در حادثه، تنها دو نفر زنده ماندند.

2: به زندگی و بقا ادامه دادن علیرغم خطرات موجود.

The space capsule was built to survive a long journey in space.

کپسول فضایی برای بقا یافتن در طول سفر در فضا ساخته شده بود.

اسم: survivor

7 - Weird

/wɪrd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه weird با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خیلی عجیب یا غیرمعمول و سخت برای توضیح دادن

A weird dream

خوابی عجیب

مترادف:

strange

2: عجیب به طریق رازآلود و ترسناک

She began to make weird inhuman sounds.

او شروع به درآوردن صدای عجیب غیرانسانی کرد.

She looked weird with that horrible makeup on her face.

او با آن آرایش ترسناک روی صورتش عجیب به نظر میرسید.

مترادف:

mysterious

8 - Prominent

/prɑːmɪnənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه prominent با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: مهم یا معروف: خوش نام

A prominent politician

سیاست مداری خوش نام

Napoleon is a prominent figure in the history of France.

ناپلئون چهره ای معروف در تاریخ فرانسه است.

2: واضح و مشخص

مترادف:

noticeable

9 - Security

/sɪˈkjʊrəti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه security با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: فعالیت هایی که در جهت محافظت از یک کشور، ساختمان یا شخص مقابل خطرات است: امنیت

National security

امنیت ملی

10 - Bulky

/bʌlki/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه bulky با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: بزرگ و سخت برای جابجایی یا حمل

Bulky items will be collected separately.

موارد جاگیر به صورت جداگانه جمع شوند.

11 - Reluctant

/rɪˈlʌktənt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه reluctant با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: تردید کردن قبل از انجام کاری چون شما نمی خواهید آن را انجام دهید یه به خاطر اینکه مطمئن نیستید که کار درستی است: بی میل

He finally gave reluctant smile.

او سرانجام لبخند زورکی ای زد.

The patient was reluctant to tell the nurse the whole gloomy truth.

بیمار بی میل بود (نمی خواست) به پرستار همه واقعیت ناامید کننده را بگوید.

12 - Obvious

/ɑːbviəs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه obvious با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: واضح، مشخص

The fact that Darcy was a popular boy was obvious to all.

حقیقت اینکه دارسی پسری محبوب بود برای همه مشخص بود.

I know you don’t like her but try not to make it so obvious.

من میدانم که از او خشت نمی آید ولی سعی کن که زیاد مشخص نکنی (نشان ندهی) .

مترادف:

clear

در ویدیوی بالا، درس هشتم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس هشتم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398